بینندگان تیزبین Top Gearفصل بیست و دوم نتوانستند تهاجم غیرقابل انکار تگزاسی را از دست بدهند - از برچسبهای روی سپر تا فنجانهای قهوه، پرچم ستاره تنها با فراوانی تقریباً کمیک ظاهر شد. این صرفاً یک تصادف نبود، بلکه چیزی بود که به نظر میرسد یک انتخاب موضوعی با دقت توسط تیم تولید انجام شده است.
هنگام بررسی این پدیده، چندین نظریه مطرح میشود. قانعکنندهترین نظریه حاکی از آن است که تهیهکنندگان برنامه با تگزاس، که احتمالاً نمادینترین نماینده آن است، به فرهنگ آمریکایی ادای احترام میکردند - یا شاید به آرامی آن را به سخره میگرفتند. این ایالت جایگاه منحصربهفردی در آگاهی ملی دارد، با روحیه مستقل و شمایلنگاری قابل تشخیص که آن را به مادهای عالی برای تفسیر فرهنگی تبدیل میکند. تهیهکنندگان با اشباع فصل با تصاویر تگزاسی، ممکن است قصد داشتهاند بحثهایی را در مورد هویت فرهنگی آمریکایی در میان مخاطبان جهانی خود برانگیزند.
توضیح دیگری که قابل قبول است به مشارکتهای تجاری احتمالی اشاره دارد. اگر هر حامی یا همکار ارتباطات قوی تگزاسی داشته باشد، این برندسازی بصری به عنوان یک جایگذاری محصول ظریف اما مؤثر عمل میکند. در حالی که این موضوع بدون تأیید از تیم تولید گمانهزنی باقی میماند، چنین استراتژیهای بازاریابی در تولید تلویزیونی چندان غیرمعمول نیستند.
از طرف دیگر، این میتواند به سادگی نشاندهنده Top Gearطنز امضایی در کار است. این نمایش شهرت خود را بر اساس شوخیهای غیرمنتظره و شوخیهای مداوم بنا کرده است و نقشمایه اغراقآمیز تگزاسی کاملاً با این سنت مطابقت دارد. درست مانند چالشهای «آمریکایی» بدنام فصلهای قبل، برندسازی بیامان تگزاس ممکن است برای پاداش دادن به بینندگان با دقت با یک تجربه تماشای لایهبندی شده طراحی شده باشد.
صرف نظر از قصد، دغدغه تگزاسی فصل 22 در ایجاد تعامل قابل توجه بینندگان و گفتمان آنلاین موفق بود. این توجه به جزئیات تعهد خلاقانه تیم تولید را نشان میدهد و در عین حال ظرافت فزاینده مخاطب را در رمزگشایی از زیرمتنهای تلویزیونی برجسته میکند. برای تماشاهای آینده، این تخممرغهای عید پاک بصری ممکن است بازرسی دقیقتری را تضمین کنند - هیچکس نمیداند تهیهکنندگان چه شگفتیهای دیگری را ممکن است در معرض دید پنهان کرده باشند.